دانشیار دانشگاه کارولینای جنوبی در آمریکا، پژوهشگر هوش مصنوعی، انفورماتیک سلامت، اطلاعات نادرست، کلانداده و شبکههای اجتماعی، و اثرگذاری علم هستم. در گروه پژوهشی هایدا پژوهشهای میانرشتهای را با همکاری دانشجویان و همکاران هدایت میکنم. این صفحه خلاصه روایت و داستان زندگی من به فارسی است.
در دامنههای رشتهکوه زاگرس، در منطقهای که طبیعت چهارفصلش با تمدن کهن بلادشاپور، صدای ساز و نقاره و رقص دستمال درهم میآمیزد، متولد شدم. پدر و مادرم هر دو از خوانین آن منطقه هستند. پدرم معلم بازنشسته است و مادرم، اگرچه تا کلاس ششم قدیم تحصیل کرده بود، به اقتضای زمانه، خانهدار شد. خانهای که در آن بزرگ شدم، بیاغراق یکی از سبزترین خانهها بود؛ نه فقط از نظر درخت و گل، بلکه از نظر گرمای انسانی و پیوندهای عاطفی.
دوران کودکی و نوجوانیام را در محل تولدم گذراندم؛ ذاتاً آدمی شوخطبع، پرجنبوجوش و اجتماعی هستم. بسیاری از همکلاسیهای مدرسه هنوز از صمیمیترین دوستانم هستند. هر وقت دیداری تازه میشود، بیاختیار به همان نیمکتهای چوبی کلاس و شیطنتهای آن دوران برمیگردیم با خندههایی که هنوز هم از ته دلاند، درست مثل آن روزها.
محل تولد من با وجود آنکه کوچک بود ولی آمار بالایی در قبولی کنکور داشت، جایی که کوچهها و خیابانهایش همیشه چیزی برای یاد گرفتن داشتند. در نشستهای غیررسمی خیابانی، نسل اول تحصیلکردههای دانشگاههای بزرگ کشور، با اشتیاق، تجربههایشان را داوطلبانه به نسل بعد منتقل میکردند. اگر حتی یکیدو بار در این گفتگوها شرکت میکردی و کمی هم گوش شنوا داشتی، ناخودآگاه در سال آخر دبیرستان، کنکور را جدی میگرفتی.
سال ۱۳۷۸ وارد رشته اطلاعرسانی در دانشگاه اصفهان شدم. در دوران کارشناسی، بیشتر از کلاسهای رسمی، از فضای غیررسمی دانشگاه آموختم. آن زمان، فضای فرهنگی و سیاسی در کشور کمی باز بود و هر روز در دانشگاه یک رویداد بود که برای من آموزنده باشد. در مرداویج کلاس زبان میرفتم و همزمان علاقهام به علوم کامپیوتر، بهویژه دنیای وب، بیشتر شد. ثمرهی چهار سال زندگی در کوی زیبای دانشگاه اصفهان، خاطراتی ناب و دوستیهایی ماندگار بود؛ خاطراتی که هنوز هم با یادآوریشان لبخند بر لب و گرما در دل جاری میشود. روز آخر، وقتی از درِ کوی بیرون آمدم، حسی عمیق و ناآشنا درونم نجوا میکرد: دیگر هیچوقت این آدمها اینطور کنار هم جمع نمیشن.
تابستان سال ۱۳۸۲ به تهران رفتم؛ شهری پرهیاهو، با ریتمی تند، پر از فرصت و البته گاه بیرحم. در تهران عاشق شدم، سربازی رفتم و بعد کارشناسی ارشد گرفتم. در دانشگاه شهید بهشتی برای کمک به پژوهشگران برای جستجوی مقالات علمی شاغل شدم. کارم را خیلی دوست داشتم ولی بهدلیل بروکراسی سنگین اداری، تصمیم گرفتم مسیر شغلیام را تغییر دهم و وارد بخش خصوصی شوم. بهعنوان مدیر فروش در شرکتی در حوزه فناوری اطلاعات، مسئولیت من ایجاد و مدیریت ارتباط بین ناشران بینالمللی مجلات علمی، از جمله Elsevier، و دانشگاههای بزرگ ایران بود. این تجربه برایم بینظیر بود؛ فرصتی برای همکاری با افراد حرفهای و آشنایی عملی با تجارت الکترونیک، اقتصاد اطلاعات، و فرآیندهای تحول دیجیتال در سطح بینالمللی. طی پنج سال فعالیت در این حوزه، به اغلب دانشگاههای ایران سفر کردم؛ بیش از ۲۵۰ سفر کاری و چیزی در حدود ۳۰۰ ساعت پرواز. تجربهای بود که هم فال بود و هم تماشا.
سال ۱۳۸۹ برگ جدیدی در زندگی رقم خورد و آن پذیرفتن در دوره دکتری همراه با بورس تحصیلی از دانشکده علوم کامپیوتر در دانشگاه ولورهمپتون انگلستان بود. مهاجرت به کشور جدید کمک کرد که علاقه، توانایی و خلاقیتم به هم گره بخورند و چالشهای جدید را به فرصت تبدیل کنم. چهار سال دانشجویی در دوران دکتری زیر نظر پروفسور مایک تلوال را میتوانم پربارترین دوران زندگیام بدانم. از مایک پژوهش با کیفیت و انسانیت را آموختم و همیشه در تلاشم هر دو را تقویت کنم. فرهنگ و زندگی در بریتانیا خیلی چیزهای جالب داشت که تجربه شخصی خودم را میتوان در چند جمله خلاصه کرد: متواضع باش، همکاری کن، کار را تمام کن و مکتوب باش.
سال ۱۳۹۴ با یک پیشنهاد کاری به ایالات متحده رفتم تا به عنوان پژوهشگر پسادکتری در دانشکده پزشکی دانشگاه نورثوسترن در شهر شیکاگو مشغول به فعالیت شوم. دو سال زندگی در شیکاگو و انجام پژوهش در یکی از معتبرترین دانشگاههای آمریکا، تجربهای غنی و متفاوت برایم بود.
در سال ۱۳۹۶، مسیر حرفهای جدیدی را آغاز کردم و به عنوان استادیار به عضویت هیئت علمی دانشکده اطلاعات و ارتباطات دانشگاه کارولینای جنوبی درآمدم. در حال حاضر، در همین دانشگاه با مرتبه دانشیاری، در حوزههای مرتبط با هوش مصنوعی، تحلیل دادههای کلان، رسانههای اجتماعی، و انفورماتیک پزشکی مشغول به پژوهش و تدریس هستم. گروه پژوهشی های دا* «Hi Da: Human Insight for Data and AI» را با هدف انجام پژوهشهای میانرشتهای راهاندازی کردهام. این گروه متشکل از دانشجویان دکتری و اساتیدی از رشتههای مختلف است و مدیریت آن را نیز برعهده دارم. علاوه بر این، مسئول برنامه دکتری دانشکده هستم.